ایمنی، مسئولیت اجتماعی کسب و کارها

ایمنی، مسئولیت اجتماعی کسب و کارها

ایمنی، مسئولیت اجتماعی کسب و کارها


هر کسب‌وکار، فارغ از اینکه یک کارگاه کوچک باشد، یک رستوران، کارخانه، شرکت خدماتی، مجموعه درمانی یا یک سازمان بزرگ، فقط در برابر سود و زیان خود مسئول نیست. پشت هر عدد در ترازنامه، انسان‌هایی ایستاده‌اند؛ کارکنانی که ساعت‌های زیادی از زندگی خود را در محیط کار می‌گذرانند، مشتریانی که از خدمات یک مجموعه استفاده می‌کنند، خانواده‌هایی که زندگی‌شان به سلامت و درآمد کارکنان وابسته است و جامعه‌ای که در نهایت پیامدهای تصمیم‌های یک کسب‌وکار را تجربه می‌کند.

از همین‌جا مفهوم مسئولیت اجتماعی شکل جدی‌تری پیدا می‌کند.

مسئولیت اجتماعی کسب‌وکار را نمی‌توان صرفاً به کمک مالی به یک خیریه، برگزاری یک کمپین مناسبتی یا انتشار چند تصویر در شبکه‌های اجتماعی محدود کرد. یکی از مهم‌ترین بخش‌های مسئولیت اجتماعی، ایجاد محیطی است که در آن سلامت، ایمنی و کرامت انسان‌ها جدی گرفته شود.

سازمان بین‌المللی کار تأکید می‌کند که محیط کار ایمن و سالم یک حق بنیادین در دنیای کار است و کارفرما مسئولیت اصلی حفاظت از سلامت و ایمنی کارکنان را بر عهده دارد. این مسئولیت فقط به رعایت حداقل الزامات قانونی محدود نمی‌شود؛ بلکه ایجاد فرهنگ ایمنی، شناسایی و کنترل خطرات، مشارکت کارکنان و بهبود مستمر نیز بخشی از آن است.

در میان انواع خطرات محیط کار، سوختگی یکی از آسیب‌هایی است که ممکن است در صنایع و مشاغل مختلف اتفاق بیفتد؛ از آشپزخانه‌های صنعتی و رستوران‌ها گرفته تا کارخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌های تولیدی، مراکز درمانی، پروژه‌های ساختمانی و محیط‌هایی که با برق، مواد شیمیایی، حرارت یا شعله سروکار دارند. انجمن سوختگی آمریکا نیز در برنامه آگاهی‌رسانی سال ۲۰۲۶، پیشگیری از سوختگی در محیط کار را به‌عنوان یکی از موضوعات مهم ایمنی مورد توجه قرار داده است.

اما مسئولیت کسب‌وکارها در قبال سوختگی، فقط پیشگیری از حادثه نیست.

اگر حادثه‌ای رخ داد و فردی دچار آسیب سوختگی شد، مسئولیت‌پذیری کسب‌وکار در نحوه واکنش، حمایت از فرد، فراهم‌کردن شرایط مناسب برای بازگشت به کار و جلوگیری از طرد اجتماعی او نیز خود را نشان می‌دهد.

مسئولیت اجتماعی واقعی، جایی میان «پیشگیری از آسیب» و «حمایت از انسان آسیب‌دیده» شکل می‌گیرد.

سلامت و ایمنی؛ هزینه نیست، سرمایه است!

در بسیاری از کسب‌وکارها، وقتی صحبت از ایمنی می‌شود، نخستین واکنش این است که «چقدر هزینه دارد؟» خرید تجهیزات حفاظت فردی، آموزش کارکنان، سرویس تجهیزات، نصب سیستم‌های اطفای حریق، اصلاح محیط کار، ارزیابی خطرات یا استخدام نیروهای متخصص، همگی هزینه‌هایی هستند که ممکن است در نگاه کوتاه‌مدت به‌عنوان هزینه اضافی دیده شوند.

اما نگاه مسئولانه به سلامت و ایمنی این محاسبه را تغییر می‌دهد. ایمنی در واقع سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی، استمرار فعالیت کسب‌وکار و اعتماد جامعه است. سازمان بین‌المللی کار نیز تأکید می‌کند که مدیریت مناسب ایمنی و سلامت شغلی می‌تواند به کاهش غیبت کارکنان، جلوگیری از از دست رفتن نیروی متخصص، افزایش بهره‌وری و تقویت اعتبار کسب‌وکار کمک کند.

یک حادثه کاری ممکن است در چند ثانیه اتفاق بیفتد، اما آثار آن می‌تواند ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه داشته باشد. برای یک کارمند، یک آسیب جدی ممکن است به معنای درد، درمان طولانی، کاهش توانایی کاری، فشار روانی و مشکلات اقتصادی باشد. برای خانواده او، ممکن است به معنای کاهش درآمد، افزایش هزینه‌های درمان و تغییر سبک زندگی باشد. و برای کسب‌وکار، می‌تواند به معنای از دست رفتن نیروی انسانی، اختلال در فعالیت، هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم و آسیب به اعتماد کارکنان و جامعه باشد.

بنابراین پرسش اصلی نباید این باشد که «ایمنی چقدر هزینه دارد؟» پرسش درست این است: ناایمن بودن چقدر هزینه دارد؟

مسئولیت اجتماعی از کجا شروع می‌‌شود؟

وقتی از مسئولیت اجتماعی یک کسب‌وکار حرف می‌زنیم، گاهی ذهنمان به سمت فعالیت‌هایی می‌رود که بیرون از سازمان اتفاق می‌افتند؛ کمک به نیازمندان، حمایت از محیط زیست، مشارکت در برنامه‌های فرهنگی یا پشتیبانی از یک کمپین اجتماعی. همه این فعالیت‌ها می‌توانند ارزشمند باشند، اما مسئولیت اجتماعی قبل از هر چیز باید از داخل خود کسب‌وکار آغاز شود.

اگر یک شرکت در فضای عمومی از سلامت جامعه صحبت کند، اما کارکنانش در محیطی ناایمن کار کنند، میان تصویر اجتماعی شرکت و واقعیت زندگی کارکنان آن فاصله ایجاد شده است. اگر یک کسب‌وکار برای پیشگیری از سوختگی در جامعه کمپین برگزار کند، اما کارکنانش آموزش کافی برای کار با مواد قابل اشتعال، سطوح داغ یا تجهیزات برقی ندیده باشند، هنوز یک بخش مهم از مسئولیت خود را نادیده گرفته است. فرهنگ مسئولیت‌پذیری از رفتار روزمره مدیران و کارکنان شکل می‌گیرد. سازمان بین‌المللی کار نیز بر همین موضوع تأکید دارد: ایمنی و سلامت نباید یک فعالیت جدا از مدیریت سازمان باشد؛ بلکه باید در ساختار تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، ارزیابی خطر و عملیات روزمره کسب‌وکار ادغام شود.

چرا پیشگیری از سوختگی برای کسب‌وکارها اهمیت دارد؟

سوختگی فقط یک آسیب پوستی نیست. شدت آسیب می‌تواند از یک سوختگی سطحی تا صدمات عمیق و گسترده متفاوت باشد و در موارد شدید، روند درمان و توان‌بخشی طولانی شود.

محیط‌های کاری مختلف نیز می‌توانند خطرهای متفاوتی ایجاد کنند؛ شعله، بخار، مایعات داغ، سطوح داغ، مواد شیمیایی، برق، انفجار یا تماس با تجهیزات حرارتی از جمله خطراتی هستند که بسته به نوع فعالیت ممکن است وجود داشته باشند.

انجمن سوختگی آمریکا در توصیه‌های مربوط به ایمنی محیط کار، بر مواردی مانند استفاده مناسب از تجهیزات حفاظت فردی، ایمنی تجهیزات حرارتی، نگهداری و جابه‌جایی صحیح مواد شیمیایی و توجه به خطرات الکتریکی تأکید کرده است.

اما پیشگیری فقط خرید یک جفت دستکش یا نصب یک کپسول آتش‌نشانی نیست. پیشگیری مؤثر یعنی کسب‌وکار بداند چه خطراتی در محیط آن وجود دارد، احتمال وقوع آنها را ارزیابی کند، راه‌های کنترل خطر را مشخص کند و کارکنان را برای واکنش درست آموزش دهد. یعنی ایمنی باید بخشی از فرایند طراحی کار باشد، نه چیزی که بعد از وقوع حادثه به یاد آورده شود.

آموزش؛ یکی از مهم‌ترین ابزارهای مسئولیت‌پذیری

یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین اقدامات کسب‌وکارها، آموزش مستمر کارکنان است. کارکنان باید بدانند در محیط کار با چه خطراتی مواجه هستند، چگونه از تجهیزات استفاده کنند، در صورت مشاهده یک وضعیت خطرناک چه اقدامی انجام دهند و هنگام وقوع حادثه چگونه واکنش نشان دهند.

سازمان بین‌المللی کار تصریح می‌کند که کارفرما باید اطلاعات قابل فهم، دستورالعمل‌های روشن و آموزش مناسب و مؤثر درباره ایمنی و سلامت را در اختیار کارکنان قرار دهد و نظارت کافی نیز داشته باشد. آموزش ایمنی زمانی مؤثرتر است که صرفاً یک جلسه تشریفاتی نباشد. کارکنان باید بتوانند سؤال بپرسند، خطرات را گزارش کنند و درباره تجربه‌های واقعی محیط کار صحبت کنند. وقتی یک کارمند می‌گوید «این دستگاه ایمن نیست» یا «این مسیر خطرناک است»، نباید با او مانند فردی که روند کار را مختل کرده برخورد شود. فرهنگ ایمنی یعنی گزارش یک خطر، نشانه‌ای از مسئولیت‌پذیری برای هر فرد تلقی شود.

ایمنی فقط وظیفه واحد HSE نیست!

یکی از اشتباهات رایج در سازمان‌ها این است که ایمنی را فقط مسئولیت واحد HSE یا مسئول ایمنی بدانند.

در چنین نگرشی، مدیران تصمیم‌های اقتصادی و عملیاتی را می‌گیرند و واحد ایمنی باید تلاش کند خطرات ایجادشده را کنترل کند. اما ایمنی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مدیریت ارشد، مدیران میانی و کارکنان همگی خود را در قبال آن مسئول بدانند. سازمان بین‌المللی کار نیز بر مسئولیت و پاسخ‌گویی مدیریتی در زمینه سلامت و ایمنی تأکید می‌کند و معتقد است مسئولیت ایمنی باید در سطوح مختلف سازمان مشخص و پذیرفته شده باشد. مدیر باید بداند تصمیم او درباره سرعت تولید، تعداد نیروی انسانی، نگهداری تجهیزات یا کاهش هزینه‌ها چه تأثیری بر ایمنی دارد. سرپرست باید بداند فشار آوردن برای افزایش سرعت کار ممکن است احتمال خطا را بالا ببرد. کارمند نیز باید بداند استفاده نکردن از تجهیزات حفاظت فردی یا گزارش نکردن یک خطر می‌تواند خودش و دیگران را در معرض آسیب قرار دهد. نباید فراموش کرد که ایمنی زمانی تبدیل به فرهنگ می‌شود که همه بدانند سهمی در آن دارند.

مسئولیت اجتماعی پس از حادثه چه می‌شود؟

فرض کنیم همه اقدامات پیشگیرانه انجام شده، اما حادثه‌ای رخ داده و یک کارمند دچار سوختگی شده است. آیا مسئولیت کسب‌وکار در همان لحظه‌ای که آمبولانس می‌رسد پایان پیدا می‌کند؟ پاسخ، از منظر مسئولیت اجتماعی، منفی است. واکنش اولیه به حادثه اهمیت حیاتی دارد و باید مطابق دستورالعمل‌های ایمنی و پزشکی انجام شود، اما پس از آن نیز مسیر حمایت ادامه دارد. ممکن است فرد نیازمند درمان، جراحی، توان‌بخشی و مراقبت‌های طولانی باشد. ممکن است مدتی نتواند کار کند یا برای بازگشت به وظایف قبلی به زمان و شرایط مناسب نیاز داشته باشد.

در چنین شرایطی، رفتار کسب‌وکار می‌تواند تجربه فرد را دشوارتر یا آسان‌تر کند.

  • تماس منظم با فرد
  • احترام به حریم خصوصی
  • حمایت از روند درمان
  • هماهنگی برای بازگشت ایمن به کار و پرهیز از نگاه ترحم‌آمیز

می‌تواند بخشی از این مسئولیت باشد. هدف نباید صرفاً این باشد که کارمند دوباره به هر شکلی سر کار بیاید. هدف باید این باشد که فرد بتواند در صورت امکان و با نظر متخصصان، ایمن، تدریجی و با حفظ کرامت و توانایی‌هایش به محیط کار بازگردد.

مسئولیت اجتماعی تبلیغ نیست!

امروزه بسیاری از برندها درباره مسئولیت اجتماعی صحبت می‌کنند. اما میان «نمایش مسئولیت اجتماعی» و «عمل به مسئولیت اجتماعی» تفاوت وجود دارد. اگر یک کسب‌وکار در شبکه‌های اجتماعی از ایمنی صحبت کند، اما کارکنانش تجهیزات مناسب نداشته باشند، این یک پیام تبلیغاتی است، نه مسئولیت اجتماعی. اگر شرکتی از حمایت از بیماران سوختگی بگوید، اما یک کارمند آسیب‌دیده را به دلیل کاهش توانایی‌های موقت یا تغییر ظاهرش کنار بگذارد، میان ادعا و عمل فاصله وجود دارد. مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که در تصمیم‌های واقعی سازمان در

  • بودجه ایمنی
  • آموزش کارکنان
  • انتخاب تجهیزات
  • طراحی محیط کار
  • واکنش به حادث
  • سیاست‌های استخدامی
  • حمایت از کارکنان آسیب‌دیده

و در نحوه برخورد با انسان‌هایی که پس از یک حادثه تلاش می‌کنند زندگی خود را دوباره بسازند؛ دیده شود.

سخن آخر

سلامت و ایمنی بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت اجتماعی هر کسب‌وکار است. پیشگیری از سوختگی و سایر آسیب‌های شغلی، آموزش کارکنان و ایجاد محیط کار ایمن، تنها بخشی از این مسئولیت است. در صورت وقوع حادثه نیز حمایت از فرد آسیب‌دیده، احترام به کرامت او و فراهم‌کردن شرایط مناسب برای بازگشت به کار اهمیت دارد.

در نهایت، مسئولیت‌پذیری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که ایمنی از یک شعار به یک فرهنگ تبدیل شود؛ فرهنگی که در آن سلامت انسان‌ها بر هزینه‌های کوتاه‌مدت مقدم باشد و هر فرد، حتی پس از یک آسیب سوختگی، فرصت بازگشت و ادامه زندگی را داشته باشد.

↗ اشتراک‌گذاری این مقاله
T تلگرام W واتساپ in لینکدین
لینک مقاله کپی شد