ضرورت یادگیری مهارت مدیریت خشم _ قسمت اول

ضرورت یادگیری مهارت مدیریت خشم _ قسمت اول

آیا تا به حال در موقعیتی قرار گرفته‌اید که شما را دچار خشم کند و باعث شود واکنش هیجانی و بدون تفکر نشان دهید و بعد از مدتی از واکنش رفتاری خود احساس پشیمانی کنید ؟

آیا تا به حال موضوعاتی پیش آمده است که شما را به شدت دلگیر، ناراحت و یا دلخور کند، اما پس از مدتی به این‌ نتیجه برسید که آن موضوعات آن چنان که فکر می‌کردید، از اهمیت برخوردار نیستند، ولی توانسته‌اند در مرحله‌ای کنترل رفتار شما را در دست بگیرد؟

آیا وقتی دچار خشم، ترس، ناکامی، اضطراب، اندوه و نفرت می‌شوید، احساس می‌کنید رفتارها و واکنش‌هایتان از کنترل شما خارج شده است ؟

بدون تردید جواب همگی ما به این پرسش‌ها مثبت است؛ چرا که این موقعیت‌ها، موقعیت‌هایی همگانی است و می‌تواند هر یک از ما را در مراحل مختلف زندگی‌مان درگیر سازد.

آن چه که موجب می‌شود حالت ذهنی، عاطفی و حتی احساسات جسمانی ما به یکباره تغییر یابد، فعال شدن هیجانات در ما است. هیجانات بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی ما هستند و می‌توانند عواطف ما را به دیگران  منتقل کنند. اما اگر هیجانات طبیعی هستند، چرا گاهی تا این حد به خودمان و ارتباط‌هایمان اجتماعی‌‌مان آسیب می‌زنند؟ چرا ما باید با وجود آن که هیجانات جز اساسی زندگی ما هستند، مهارت مدیریت هیجانات را بیاموزیم؟

اسب زیبا و چموشی را تصور کنید که یکی از شگفتی‌های خلقت است، حال فرض کنید که شما بدون این که آن اسب قوی و دارای عضلات ورزیده را اهلی کرده باشید، سوار آن شوید و او با سرعتی غیر قابل تصور حرکت کنید و آن اسب شما را با شدت بر زمین بکوبد و شما دچار آسیب و ترس فراوان شوید، آن اسب چموش همان هیجانات ما است که با وجود ارزشمند بودنش، باید اهلی شوند.

خشم‌ها، ترس‌ها، نفرت‌ها، شادی‌ها، تعجب‌ها و اندوه‌ها مجموعه‌ هیجانات ما هستند؛ به طور مثال کارکرد هیجان خشم آن است که مرز ما با دیگران را مشخص می‌کند و اجازه نمی‌دهد دیگران به حیطه فردی ما حمله‌ور شوند؛ اما اگر هیجان خشم مدیریت نشود، می‌تواند به پرخاشگری منجر شود و به ما و دیگران آسیب برساند.

هر قدر ما بتوانیم به موقع از آشکار شدن هیجانات در خود آگاه شویم، راحت‌تر می‌توانیم آن‌ها را مدیریت کنیم ،در واقع هوش هیجانی، توانایی تشخیص هیجانات، به رسمیت شناختن و مدیریت آنهاست. پس نباید از یاد ببریم که خشم یک هیجان است اما اگر مدیریت نشود، به رفتار خشونت‌آمیز و پرخاشگرانه می‌انجامد.

کارکرد هیجان خشم در زندگی انسان

اجداد ما در هزاران سال پیش هنگام روبه‌رو شدن با حیوانات درنده، هیجان خشم و ترس را با هم تجربه می‌کردند و بنا بر موقعیت یا به جنگ متوسل می‌شدند و یا فرار از موقعیت را ترجیح می‌دادند؛ در آن شرایط هیجان خشم، صرفا کارکرد بقا داشت و بقای گونه انسان را تضمین می کرد؛ به همین سبب هیجان خشم در بسیاری از مواقع به خشونت برای حفظ بقا می‌انجامید، اما آیا امروز نیز کارکرد خشم به مانند چند هزار سال پیش و به شیوه اجداد بدوی ما باید باشد؟!

کارکرد هیجان خشم برای مغز پیشرفته انسان معاصر

امروزه و در بیشتر مواقع خشم به عنوان یکی از حالت‌های هیجانی وقتی در ما فعال می شود که تصور کنیم به حقوق فردی ما تجاوز شده است ( مواردی مانند: بی‌احترامی، پایمال شدن حقوق انسانی و اجتماعی، نادیده گرفته شدن، تحت کنترل قرار گرفتن و…) گاه ما بنا به نگرش و شخصیت خود از موقعیت‌های پیش آمده برداشت یا تفسیری می‌کنیم که موجب بروز خشم در ما می‌شود.

در مورد اول که عوامل بیرونی، خشم را در فرد برمی‌انگیزاند، لازم است با مجهز شدن به مدیریت هیجانات و مدیریت خشم، بتوانیم با درایت و با بهره‌گیری از مهارت حل مسئله‌، بهترین تصمیم با کمترین تبعات زیانبار را عملی کنیم تا عامل ایجاد کننده خشم را از خود دور سازیم.

اما در مورد دوم، یعنی وقتی عوامل شخصیتی، نوع نگرش، الگو‌واره‌ها و پیش‌فرض‌های ذهنی ما تفسیرهای غیر‌منطبق با واقعیت را موجب می‌شوند و خشم را در ما ایجاد می‌کنند، لازم است در عین مدیریت هیجانات و خشم، با بهره‌گیری از یک متخصص در حیطه روان‌شناسی، باورهای ناکارآمد و آسیب‌رسان، بررسی و آسیب‌شناسی و تبیین شوند و با تکنیک‌های لازم زمینه بروز تعدیل و تغییر در ساختار تفکری فرد ایجاد شود.

اما گاه خشم ما به سبب ناتوانی دیگران در حل مشکلات‌شان و داشتن توقع غیر معقول از ما برای حل کردن مشکلات آنان، ناشی می‌شود؛ در واقع این افراد با ایجاد احساس گناه در ما سعی می‌کنند، نقش خود را در تولید یا امتداد مشکلات‌شان نادیده بگیرند و ما یا دیگران را عامل ایجاد یا حل مشکل خود بدانند. آنان تلاش می‌کنند با کنترل کردن ما، ناتوانی‌های خود را در پیشبرد زندگی‌شان توجیه کنند. توانایی ما در حفظ آرامش و داشتن قاطعیت همراه با احترام در چنین موقعیت‌هایی، می‌تواند آنان را از پیش رفتن در مرزهای فردی ما باز دارد.

↗ اشتراک‌گذاری این مقاله
T تلگرام W واتساپ in لینکدین
لینک مقاله کپی شد