در انتهای مقاله گذشته مولفهها و عناصر بنیادینِ مهارت تابآوری را شناختیم و آموختیم که احساس امنیت، حس ارزشمندی درونی و احساس خودکارآمدی سبب شکلگیری چگونگی بودن ما و معنایی که به زندگی خود میدهیم (من هستم) میشود، به علاوه مجموعهی سرمایههای ارزشمند اجتماعی، انسانی و غیرمادی ما و حمایتهای مناسبی که از ما به عمل میآید و همچنین مجموعهی داراییهای ارزشمند ما (من دارم) به رفتارهای کارآمد و تواناییهای اکتسابی و یا تواناییهای ذاتی که به بار نشستهاند منجر میشود (من میتوانم).
بنابراین از یاد نبریم که اگر افرادِ نزدیک به هم یا افراد خانواده و فرد فرد جامعه بتوانند از یکدیگر حمایت کنند و احساس امنیت را به هم منتقل کنند، یعنی محیط ایجاد کننده رشد را برای خود و دیگری فراهم کردهاند تا هرکس بتواند مسیر رشد فردی را با تعهد به ارزشهای انسانی طی کند.
در واقع فرد و جامعه میتوانند در راستای تابآوری پیش بروند، اما اگر روابط متقابل یا روابط حاکم بر اجتماع، بر
اساس مقایسه، تهدید، تحقیر، انتقاد دائمی باشد، تابآوری تبدیل به آسیبپذیری میشود و در عین حال اگر احساس شایستگی در افراد جدی گرفته شود و با احترام به تفاوتها سطح عزت نفس آنان افزایش یابد، چگونگی بودن افراد، شکلی تابآورانه خواهد داشت و فرد میتواند تمامی آن چه را که کسب کرده است و یا در وجودش از حالت بالقوه به حالت بالفعل بدل شده است را به نفع رشد خود و جامعه عملی سازد.
ضرورتِ داشتن تابآوری
از یاد نبریم که همگی ما در طول زندگی با ناکامیهای زیادی روبهرو میشویم، حال اگر این موارد در حد توان ما باشند، ما با تابآوری فردی از آن عبور خواهیم کرد، اما اگر بیش از توان فردی ما باشند، الزم است در شرایط عادی برای افزایش تواناییهای خود تلاش کنیم و با تمرین مستمر، روان و ذهن خود را برای روزهای غیرقابل پیشبینی آماده کنیم. اما افرادی که تصور میکنند زندگی باید همیشه مطابق خواستهها و آرزوهای ما پیش برود و یا فرض را بر این مبنا میگذارند که رسیدن به خواستههایشان باید به سرعت عملی شود، بدون شک از حد تابآوری بسیار کمی برخوردارند، چرا که نه توان پذیرش محدودیتهای زندگی را دارند و نه قادرند نیارهای خود را با واقعیتهای موجود تنظیم کنند.
ویژگی های افراد تابآور
از بارزترین ویژگیهای افراد تابآور آن است که گذشته، حال و آینده برای آنان در مسیر رشد قرار دارد، این مسئله بدان معنا نیست که افراد تابآور دچار اشتباه در عملکرد یا اشتباه در محاسبه نمیشوند، بلکه به آن معناست که افراد تابآور بدون خود سرزنشی و یا خود تخریبی، تمام توان و انرژی خود را صرف حل مسائل به شیوهای که در مهارت حل مسئله آموختهاند میکنند. در واقع آنان اشتباهات گذشته را بازنگری و تحلیل میکنند و در صورت نیاز از مشورت و حمایت افراد متخصص یاری میگیرند. افراد تابآور زمان حال خود را صرف آموزش، تمرین، مشاهده، همدلی با دیگران، توجه به احساسات خود، تغییر نگرش در صورت نیاز، توجه به تفکر نقادانه، کنجکاوی علمی، تجربهگری در مسیر رشد و افزایش روحیهی زندگی در خود و در دیگران میکنند.
این افراد برای آینده هدفگذاری میکنند و اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدتی را بر اساس واقعیتهای موجود و با توجه به محدودیتها و توان فردی خود در نظر میگیرند و آگاهانه پیش میروند و در هر جا که الزم باشد میایستند، تامل میکنند و با بررسی مجدد، اشتباهات را کاهش میدهند یا تصحیح میکنند. افراد تابآور نه تنها هدفمند هستند بلکه معناگرا نیز هستند؛ به بیان دیگر در هر واقعهای معنای نهفته در پس آن را میجویند تا نویدبخش رشد روانی، شخصیتی آنها باشد.
از یاد نبریم که تنها هدف داشتن در زندگی کافی نیست؛ این واقعیت را افراد تابآور به خوبی درک میکنند، به بیان دیگر تمامیتخواهان یا کسانی که تفکرات ضد بشری و مرگگرایانه دارند، نیز برای خود هدفی را ترسیم کردهاند، اما آنان از داشتن معنا و ارزش در زندگی بیبهرهاند، معنا بخشی به زندگی، یعنی رسیدن به تعادل در هر لحظه که به نفع فرد و تمامی دنیاست، معنا دادن به خود در دنیا نمادی است از بینش و تجارب انسانی فرد.
معنا دادن به حیات و زیستن تابآورانه یعنی از بستر مرداب زندگی، دوباره روییدن و دوباره رشد کردن.
به سبب اهمیت مهارت تابآوری مقاله بعدی را نیز به این مهارت اختصاص خواهیم داد.
نویسنده: منصوره یزدانی
تاریخ انتشار: اسفند ۳, ۱۴۰۲
ساعت: ۱۲:۲۸