نقش رسانهها در تغییر نگاه جامعه به رهیدگان سوختگی
رسانه فقط وسیلهای برای انتقال خبر نیست؛ در بسیاری از موضوعات اجتماعی، رسانه میتواند تعیین کند جامعه یک مسئله را چگونه ببیند، درباره آن چه بداند و حتی چه احساسی نسبت به افرادی داشته باشد که با آن مسئله و چالش زندگی میکنند. سوختگی نیز از جمله موضوعاتی است که نگاه جامعه به آن تا حد زیادی تحت تأثیر نوع روایت رسانهای قرار میگیرد.
وقتی سخن از رهیدگان سوختگی به میان میآید، تصویر ذهنی بسیاری از افراد ممکن است تنها به آثار ظاهری آسیب سوختگی محدود شود؛ در حالی که زندگی یک فرد پس از سوختگی، بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در یک تصویر یا چند جمله خلاصه میشود. بازگشت به زندگی، ادامه تحصیل یا کار، روابط خانوادگی و اجتماعی، مواجهه با نگاه دیگران و تلاش برای بازسازی اعتمادبهنفس، بخشهایی از مسیری هستند که ممکن است پس از حادثه تجربه شوند.
اینجاست که نقش رسانه اهمیت پیدا میکند. رسانه میتواند فردی را صرفاً با عنوان «قربانی سوختگی» معرفی کند یا تصویری کاملتر از انسانی ارائه دهد که یک حادثه را پشت سر گذاشته و همچنان مسیر زندگی خود را ادامه میدهد. تفاوت این دو روایت، تنها در انتخاب چند کلمه نیست؛ بلکه میتواند بر نوع نگاه جامعه به رهیدگان سوختگی اثر بگذارد.
اهمیت نگاه جامعه
آسیب سوختگی فقط یک آسیب جسمی نیست! پیامدهای آن میتواند ابعاد مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و نحوه مواجهه جامعه با فرد نیز در تجربه اجتماعی او اهمیت پیدا میکند.
نگاه خیره، پرسشهای نامناسب، قضاوت درباره ظاهر یا تعریف فرد صرفاً بر اساس حادثهای که برایش رخ داده، میتواند تجربه حضور اجتماعی برای فرد آسیبدیدهی سوختگی را دشوارتر کند. در مقابل، جامعهای که فرد را پیش از هر چیز بهعنوان یک انسان با تواناییها، علایق، شغل، خانواده و اهدافش میبیند، فضای مناسبتری برای حضور اجتماعی او ایجاد میکند.
رسانه در شکلگیری این نگاه نقش مهمی دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از شناخت عمومی افراد از موضوعاتی که شخصاً با آنها مواجه نشدهاند، از طریق رسانه شکل میگیرد.
اگر روایتهای رسانهای درباره سوختگی فقط به حادثه، شدت آسیب و آثار ظاهری آن بپردازند، ممکن است تصویر ناقصی از زندگی رهیدگان در ذهن مخاطب ایجاد شود. اما اگر رسانه در کنار حادثه، از مسیر زندگی، توانمندیها، تجربهها و خواستههای فرد نیز روایت کند، مخاطب با انسانی مواجه میشود که سوختگی تنها یکی از بخشهای زندگی اوست.
رسانه چگونه تصویر ذهنی جامعه را میسازد؟
هر گزارش، مصاحبه، عکس، ویدئو یا مطلب رسانهای، نوعی انتخاب است؛ انتخاب اینکه چه چیزی دیده شود، چه چیزی گفته شود و چه بخشی از یک داستان در مرکز توجه قرار گیرد. برای مثال، یک گزارش درباره سوختگی میتواند تنها درباره حادثه و پیامدهای آن باشد. اما گزارش دیگری میتواند از همان نقطه شروع کند و به زندگی فرد پس از حادثه برسد: اینکه چه مسیری را طی کرده، با چه چالشهایی مواجه شده و امروز چه جایگاهی در جامعه دارد.
این تفاوت در روایت، میتواند نگاه مخاطب را تغییر دهد.
نقش رسانه در اینجا به معنای جایگزین کردن واقعیت با یک تصویر مثبت و غیرواقعی نیست. رسانه حرفهای قرار نیست مشکلات رهیدگان سوختگی را نادیده بگیرد یا سختیهای مسیر را پنهان کند. بلکه باید بتواند تصویری واقعی، انسانی و چندبعدی ارائه دهد؛ تصویری که در آن فرد نه صرفاً بهعنوان «آسیبدیده»، بلکه بهعنوان یک انسان با تجربه و هویت مستقل دیده شود.
از «قربانی» تا «رهیده»؛ اهمیت انتخاب واژهها
زبان رسانهای فقط ابزار انتقال اطلاعات نیست. کلمات میتوانند نوع نگاه مخاطب را نیز تحت تأثیر قرار دهند.
توصیف مداوم افراد با واژههایی که آنها را تنها به حادثه یا آسیبشان مرتبط میکند، ممکن است هویت فرد را تحتالشعاع قرار دهد. در مقابل، استفاده از عباراتی مانند «رهیدگان سوختگی» میتواند توجه را از صرفاً «آسیب دیدن» به مسیر «عبور از آسیب و ادامه زندگی» نیز معطوف کند.
البته انتخاب واژه بهتنهایی نمیتواند نگاه جامعه را تغییر دهد. اگر یک رسانه از زبان مثبت استفاده کند اما تمام محتوای آن همچنان بر ظاهر فرد یا شدت حادثه متمرکز باشد، تغییر چندانی در تصویر ذهنی مخاطب ایجاد نخواهد شد.
آنچه اهمیت دارد، هماهنگی میان زبان، تصویر، تیتر و محتوای روایت است.
تصویر؛ جایی که روایت رسانهای شکل میگیرد
تصویر در رسانه قدرت زیادی دارد. مخاطب ممکن است پیش از خواندن متن، عکس یک گزارش را ببیند و بر اساس همان تصویر، برداشت اولیهای از موضوع پیدا کند.
در روایت رهیدگان سوختگی، استفاده از تصاویر باید با احترام به فرد و کرامت انسانی او همراه باشد. نمایش مداوم آثار آسیب بهعنوان اصلیترین عنصر تصویری، میتواند فرد را دوباره به ظاهر و حادثه محدود کند.
در مقابل، تصاویری که فرد را در محیط زندگی، محل کار، فعالیت اجتماعی یا در حال انجام کاری که بخشی از هویت اوست نشان میدهند، روایت کاملتری ایجاد میکنند.
این موضوع به معنای حذف آثار آسیب سوختگی از روایت نیست. مسئله این است که آثار سوختگی نباید تنها چیزی باشند که مخاطب از یک انسان میبیند.
نقش رسانه در کاهش نگاه ترحمآمیز
نگاه جامعه به رهیدگان سوختگی تنها تحت تأثیر میزان شناخت افراد از خودِ سوختگی شکل نمیگیرد؛ بلکه نوع بازنمایی این افراد در رسانه نیز میتواند بر نگرش عمومی اثرگذار باشد. رسانهها با انتخاب واژهها، تصاویر، تیترها، زاویه روایت و حتی نوع پرسشهایی که در مصاحبه مطرح میکنند، در ساختن تصویری که مخاطب از فرد دارای آسیب سوختگی در ذهن خود شکل میدهد، نقش دارند.
یکی از چالشهای مهم در این زمینه، غلبه نگاه ترحمآمیز بر نگاه اجتماعی و انسانی است. ترحم معمولاً فرد را در جایگاه «کسی که آسیب دیده و نیازمند دلسوزی است» قرار میدهد؛ در حالی که همدلی تلاش میکند تجربه فرد را درک کند، بدون آنکه هویت او را به آسیبش تقلیل دهد. در حوزه سوختگی، این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر رسانه دائماً فرد را با حادثه، درد، محدودیت یا تغییرات ظاهری او معرفی کند، ممکن است مخاطب بهصورت ناخودآگاه او را پیش از هر چیز «فرد آسیبدیده» ببیند، نه انسانی با هویت، توانایی، روابط اجتماعی و نقشهای مختلف که در جامعه حضور دارد و زندگی میکند.
از منظر ارتباطات اجتماعی، این مسئله را میتوان در چارچوب بازنمایی رسانهای بررسی کرد. رسانه واقعیت اجتماعی را صرفاً منعکس نمیکند؛ بلکه با انتخاب اینکه چه چیزی برجسته و چه چیزی کمرنگ شود، به مخاطب در تفسیر آن واقعیت کمک میکند. بنابراین اگر در روایتهای مربوط به سوختگی، آثار ظاهری آسیب بخش اصلی تصویر باشند و زندگی فرد، توانمندیها و نقش اجتماعی او در حاشیه قرار بگیرند، احتمال شکلگیری یک تصویر تکبعدی بیشتر میشود.
همدلی رسانهای
همدلی در روایت رسانهای به این معنا نیست که مشکلات فرد نادیده گرفته شوند یا واقعیتهای دشوار پس از سوختگی پنهان بمانند. اتفاقاً رسانه میتواند درباره چالشهای جسمی، اجتماعی و روانی پس از سوختگی آگاهیرسانی کند؛ اما در این میان باید اجازه دهد خود فرد نیز صاحب روایت باشد.
در روایت ترحمآمیز، معمولاً مخاطب با این پرسش مواجه میشود که: «چه اتفاق سختی برای این فرد افتاده است؟»
اما روایت همدلانه تلاش میکند پرسشهای گستردهتری ایجاد کند: «این فرد چه تجربهای داشته است؟ چگونه با تغییرات زندگی خود مواجه شده؟ چه چیزهایی برایش اهمیت دارد؟ امروز چه نقشی در خانواده و جامعه دارد و جامعه چگونه میتواند موانع پیش روی او را کاهش دهد؟»
این تغییر در پرسش، تغییر مهمی در زاویه دید مخاطب ایجاد میکند.
رسانهای که صرفاً بر حادثه تمرکز دارد، ممکن است مخاطب را در نقطه وقوع آسیب متوقف کند؛ اما رسانهای که مسیر زندگی فرد را نیز روایت میکند، امکان مشاهده مرحله پس از حادثه و بازگشت به زندگی اجتماعی را فراهم میسازد.
نقش چندگانه رسانه در مواجهه با سوختگی
رسانه در موضوعاتی مانند سوختگی میتواند چند نقش را بهصورت همزمان بر عهده داشته باشد؛ از اطلاعرسانی و آموزش گرفته تا افزایش آگاهی عمومی، ایجاد گفتوگو و کمک به اصلاح نگرشهای اجتماعی. این نقشها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که سوختگی تنها بهعنوان یک آسیب جسمی دیده نشود، بلکه ابعاد روانی، اجتماعی و ارتباطی آن نیز مورد توجه قرار گیرد. رسانه میتواند با ارائه اطلاعات دقیق و قابل اعتماد، آگاهی عمومی را درباره عوامل خطر، راههای پیشگیری و اقدامات ضروری پس از وقوع سوختگی افزایش دهد و از این طریق، به شکلگیری رفتارهای ایمنتر در خانواده و جامعه کمک کند.
از سوی دیگر، پرداختن رسانه به پیشگیری از سوختگی میتواند فراتر از ارائه توصیههای ساده ایمنی باشد و زمینهای برای توجه بیشتر جامعه به خطرهای موجود در محیط خانه، محل کار و سایر فضاهای روزمره ایجاد کند. در کنار آن، معرفی چالشهایی که افراد پس از سوختگی با آن مواجه میشوند، میتواند درک عمومی را از فرایند درمان، توانبخشی و بازگشت فرد به زندگی روزمره افزایش دهد. این شناخت اهمیت دارد؛ زیرا تجربه سوختگی ممکن است تنها به دوره درمان جسمی محدود نباشد و فرد برای بازگشت به فعالیتهای اجتماعی، تحصیلی یا شغلی خود نیز با موانع و دشواریهایی مواجه شود.
در این میان، روایت زندگی رهیدگان سوختگی نیز میتواند نقش مهمی در اصلاح نگاه جامعه داشته باشد. هنگامی که رسانه افراد دارای تجربه سوختگی را صرفاً از منظر آسیب و رنج معرفی نکند و به هویت، تواناییها، روابط اجتماعی، علایق و نقشهای مختلف آنان نیز بپردازد، تصویر کاملتر و انسانیتری از این افراد در ذهن مخاطب شکل میگیرد. چنین رویکردی میتواند به کاهش کلیشهها، ترحم افراطی و نگاههای تقلیلگرایانه کمک کند و به مخاطب یادآوری کند که سوختگی بخشی از تجربه زندگی یک فرد است، نه تمام هویت او.
در نتیجه، مهم است که هیچیک از نقشهای رسانه به قیمت حذف یا کمرنگ شدن نقشهای دیگر تمام نشود. جامعه هم به اطلاعات دقیق درباره پیشگیری، درمان و توانبخشی سوختگی نیاز دارد و هم به شناختن انسانهایی که تجربه سوختگی را پشت سر گذاشتهاند و همچنان در عرصههای مختلف زندگی حضور دارند. ایجاد این تعادل میتواند به رسانه کمک کند تا علاوه بر افزایش آگاهی عمومی، در شکلدهی به نگرشی واقعبینانهتر، انسانیتر و غیرکلیشهای نسبت به سوختگی و افراد دارای تجربه آن نیز نقش مؤثری ایفا کند.
سخن آخر
تغییر نگاه جامعه به رهیدگان سوختگی از تغییر روایتها آغاز میشود. هرچه روایتهای رسانهای دقیقتر، انسانیتر و متنوعتر باشند، امکان شکلگیری تصویری واقعیتر از زندگی پس از سوختگی نیز بیشتر خواهد شد.
نقش رسانه در این مسیر، ساختن یک تصویر ایدهآل یا پنهان کردن دشواریهای آسیب سوختگی نیست؛ بلکه ایجاد فرصتی است تا جامعه فرد را فراتر از حادثه ببیند، درباره چالشهای واقعی او آگاه شود و با توانمندیها و تجربههایش نیز آشنا شود. رسانه میتواند به جامعه یادآوری کند که سوختگی پایان داستان یک انسان نیست. پشت هر روایت سوختگی، انسانی با گذشته، امروز و آینده وجود دارد؛ انسانی که حق دارد نه فقط درباره آسیب خود، بلکه درباره زندگی، انتخابها، تواناییها و رؤیاهایش نیز دیده و شنیده شود.
در نهایت، رسانه زمانی میتواند نگاه جامعه را تغییر دهد که به جای بازتولید تصویر آسیب، به روایت کامل انسان نزدیک شود. از همین نقطه است که روایت میتواند از ترحم عبور کند، به شناخت برسد و زمینه را برای حضور محترمانهتر و پذیرفتهتر رهیدگان سوختگی در جامعه فراهم کند.
نویسنده: میلاد حجتی
تاریخ انتشار: مهر ۴, ۱۴۰۵
ساعت: ۱۱:۴۹