مدرسه چگونه میتواند محیطی امن برای دانشآموزان دارای اسکار ایجاد کند؟
مدرسه فقط جایی برای یادگیری درسهای کتاب نیست. بخش مهمی از کودکی و نوجوانی در مدرسه میگذرد؛ جایی که دانشآموزان دوست پیدا میکنند، در جمع قرار میگیرند، خودشان را با دیگران میشناسند و برای حضور در جامعه آماده میشوند. به همین دلیل، تجربهای که یک کودک در مدرسه از پذیرفته شدن یا متفاوت دیده شدن دارد، میتواند بر احساس او نسبت به خودش و ارتباطش با دیگران اثر بگذارد.
برای دانشآموزانی که اسکار پوستی دارند، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند. اسکار، بهویژه اگر در قسمتهایی مانند صورت، گردن یا دستها قرار داشته باشد، ممکن است توجه دیگران را جلب کند. کنجکاوی همکلاسیها، نگاههای طولانی، سؤالهای نامناسب یا حتی شوخی درباره ظاهر میتواند فضای مدرسه را برای کودک دشوار کند. پژوهشهایی که تجربه کودکان رهیدۀ سوختگی را بررسی کردهاند نیز گزارش کردهاند که برخی از این کودکان رفتارهایی مانند نگاه خیره، رفتار غیرصمیمانه یا حتی رفتار خصمانه را تجربه میکنند؛ در حالی که والدین همیشه از میزان این تجربهها آگاه نیستند.
در چنین شرایطی، مدرسه میتواند فقط تماشاگر نباشد. مدرسه میتواند محیطی باشد که تفاوت ظاهری در آن به معنای متفاوت بودن ارزش یا توانایی یک دانشآموز نباشد؛ محیطی که کودک دارای اسکار پوستی بتواند بدون نگرانی از نگاه و قضاوت دیگران، در کلاس، زنگ تفریح، فعالیتهای گروهی و برنامههای مدرسه حضور داشته باشد.
نقش مدرسه در پذیرش کودکان دارای اسکار پوستی
اسکار پوستی در کودکان میتواند نتیجه سوختگی، جراحی، آسیب یا شرایط مختلف دیگری باشد. در مورد رهیدگان سوختگی، اسکار ممکن است بخشی از بدن کودک را برای مدت طولانی یا حتی سالها تحت تأثیر قرار دهد. شدت و شکل اسکار نیز از کودکی به کودک دیگر متفاوت است و نمیتوان از روی ظاهر اسکار درباره وضعیت جسمی، روحی یا تواناییهای کودک نتیجهگیری کرد.
با این حال، چیزی که برای کودک در مدرسه اهمیت پیدا میکند، همیشه خود اسکار نیست؛ گاهی واکنش اطرافیان به آن است که شرایط را دشوار میکند.
کودکی ممکن است با اسکار پوستی وارد کلاس شود و در ابتدا مشکلی با ظاهر خود نداشته باشد، اما اگر هر روز با سؤالهای تکراری، نگاههای طولانی، شوخی یا کنارهگیری همکلاسیها روبهرو شود، به مرور ممکن است حضور در جمع برایش سختتر شود. به همین دلیل، پذیرش اجتماعی کودکان دارای اسکار فقط به این معنا نیست که دیگران «اسکار را بپذیرند». مسئله اصلی این است که کودک بتواند مانند سایر دانشآموزان، بدون اینکه ظاهرش به موضوع اصلی روابط اجتماعی تبدیل شود، در مدرسه حضور داشته باشد.
مطالعات درباره کودکان و نوجوانان دارای تفاوتهای ظاهری نیز نشان دادهاند که این کودکان ممکن است با دشواریهایی در تعاملات اجتماعی، تصویر بدنی و کیفیت زندگی روبهرو شوند؛ البته همه کودکان دارای تفاوت ظاهری چنین تجربهای ندارند و واکنش افراد و محیط اجتماعی در این میان اهمیت زیادی دارد.
بنابراین، وقتی درباره اسکار پوستی کودکان صحبت میکنیم، نباید فقط به ظاهر پوست توجه داشته باشیم. باید ببینیم محیط اطراف کودک چگونه به این تفاوت واکنش نشان میدهد.
محیط امن مدرسه چگونه شکل میگیرد؟
امن بودن مدرسه فقط به معنای جلوگیری از خطرهای فیزیکی نیست. دانشآموز باید احساس کند که در مدرسه میتواند خودش باشد، سؤال بپرسد، اشتباه کند، دوست پیدا کند و در فعالیتهای مختلف شرکت داشته باشد، بدون اینکه به دلیل یک ویژگی ظاهری تحقیر یا کنار گذاشته شود.
برای دانشآموز دارای اسکار، امنیت اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. او باید بداند اگر کسی درباره ظاهرش سؤال نامناسبی پرسید یا رفتار آزاردهندهای داشت، یک بزرگسال قابل اعتماد در مدرسه وجود دارد که موضوع را جدی میگیرد.
پژوهش درباره کودکان رهیدۀ سوختگی نشان داده است که تجربه قلدری در مدرسه در میان این گروه قابل توجه است و کودکانی که اسکارهای قابل مشاهده دارند، ممکن است بیشتر از کودکانی که اسکارهای پنهان دارند، قلدری را بهعنوان یک مشکل تجربه کنند. این پژوهش همچنین نشان داد که بسیاری از کودکان این تجربهها را با بزرگسالان در میان نمیگذارند.
این نکته برای مدرسه مهم است: سکوت کودک الزاماً به معنای نبود مشکل نیست.
گاهی دانشآموزی که در ظاهر آرام است، ممکن است برای جلوگیری از جلب توجه، از صحبت کردن درباره اتفاقی که برایش افتاده خودداری کند. به همین دلیل، ایجاد فضای امن باید پیش از وقوع مشکل آغاز شود، نه زمانی که کودک دیگر توان تحمل شرایط را ندارد.
نقش معلم در پذیرش اجتماعی کودکان
معلم یکی از مهمترین افراد در شکل دادن به فضای اجتماعی کلاس است. نحوه واکنش معلم به تفاوتهای ظاهری میتواند به دانشآموزان نشان دهد که در برابر یک کودک دارای اسکار چگونه رفتار کنند.
اگر معلم با دیدن اسکار کودک، رفتاری ترحمآمیز یا بیش از حد متفاوت نشان دهد، ممکن است ناخواسته همان تفاوت را پررنگتر کند. در مقابل، اگر با کودک مانند سایر دانشآموزان رفتار کند و همزمان در برابر رفتارهای نامناسب حساس باشد، پیام متفاوتی به کلاس منتقل میشود: این دانشآموز عضوی از کلاس است و ظاهر او مجوزی برای قضاوت، شوخی یا طرد نیست.
این موضوع به معنای نادیده گرفتن نیازهای کودک نیست. اگر دانشآموز به حمایت خاصی نیاز داشته باشد، معلم و مدرسه باید آن را بشناسند و فراهم کنند. اما حمایت با متفاوت رفتار کردن بیدلیل فرق دارد.
معلم همچنین میتواند در موقعیتهایی که دانشآموزان درباره اسکار سؤال میپرسند، مسیر گفتوگو را مدیریت کند. لازم نیست درباره جزئیات حادثه یا بدن کودک در حضور دیگران صحبت شود. بهتر است حریم خصوصی دانشآموز حفظ شود و به کودکان آموزش داده شود که درباره ویژگیهای ظاهری دیگران با احترام رفتار کنند.
آموزش همکلاسی و دوستان مدرسه
پذیرش اجتماعی زمانی شکل میگیرد که دانشآموزان بدانند تفاوت ظاهری بخشی از تنوع انسانی است و نباید بهانهای برای کنار گذاشتن دیگران باشد.
گاهی تصور میشود برای حمایت از یک کودک دارای اسکار کافی است به سایر دانشآموزان بگوییم «مسخره نکنید». اما فرهنگ پذیرش با یک تذکر کوتاه ساخته نمیشود. کودکان نیاز دارند درباره احترام، تفاوتهای ظاهری، همدلی و مرزهای شخصی آموزش ببینند.
اگر دانشآموزی درباره اسکار همکلاسی خود کنجکاو باشد، میتوان به او یاد داد که کنجکاوی طبیعی است، اما هر سؤالی را نمیتوان از هر کسی پرسید. بدن و تجربه شخصی افراد حریم خصوصی آنهاست.
همچنین باید میان سؤال محترمانه و رفتار آزاردهنده تفاوت گذاشت. یک کودک ممکن است واقعاً نداند چگونه درباره تفاوت ظاهری دیگری صحبت کند. آموزش درست میتواند به او کمک کند بدون ایجاد فشار یا ناراحتی، رفتار مناسبتری داشته باشد.
در این میان، نقش مدرسه فقط دفاع از دانشآموز دارای اسکار نیست؛ بلکه آموزش همه دانشآموزان برای ساختن یک محیط اجتماعی سالم است.
وقتی اسکار به محور توجه تبدیل میشود
یکی از چالشهایی که ممکن است برای کودکان دارای اسکار اتفاق بیفتد، تبدیل شدن ظاهر آنها به موضوع دائمی گفتوگوست.
ممکن است هر دانشآموز جدیدی که وارد کلاس میشود، درباره اسکار سؤال کند. ممکن است دوستان کودک بارها درباره حادثه از او توضیح بخواهند یا حتی بدون اجازه درباره آن با دیگران صحبت کنند.
تکرار این اتفاق میتواند برای کودک خستهکننده باشد. او ممکن است نخواهد هر روز داستان آسیب خود را تعریف کند. ممکن است ترجیح دهد درباره درس، بازی، ورزش، دوستهایش یا هر موضوع دیگری صحبت کند.
به همین دلیل، پذیرش کودکان دارای اسکار پوستی یعنی به آنها حق انتخاب بدهیم. اگر کودک تمایل دارد درباره اسکارش صحبت کند، باید شنوندهای محترم برای او باشیم؛ اگر تمایلی ندارد، باید این تصمیم نیز محترم شمرده شود.
کودک دارای اسکار نباید مجبور باشد برای پذیرفته شدن، درباره حادثهای که پشت سر گذاشته توضیح بدهد.
نقش مدرسه در برابر با تمسخر کردن
اسکار پوستی در مدرسه نباید بهانهای برای شوخی، لقب گذاشتن، تقلید از ظاهر یا کنار گذاشتن یک دانشآموز باشد. این رفتارها ممکن است از نگاه برخی بزرگسالان «شوخی بچگانه» به نظر برسند، اما برای کودکی که هدف آن قرار گرفته، تجربهای واقعی و آزاردهنده هستند.
پژوهشهای انجامشده درباره کودکان رهیدۀ سوختگی نشان دادهاند که قلدری میتواند پیامدهایی مانند مشکلات جسمی ناشی از فشار روانی و حتی غیبت از مدرسه داشته باشد. نکته مهمتر اینکه همه کودکان تجربه قلدری را با بزرگسالان در میان نمیگذارند.
بنابراین، مدرسه باید سازوکاری روشن برای گزارش و پیگیری چنین رفتارهایی داشته باشد. دانشآموز باید بداند اگر مورد تمسخر یا آزار قرار گرفت، میتواند با معلم، مشاور، مدیر یا فرد مورد اعتماد دیگری صحبت کند و حرف او جدی گرفته خواهد شد.
در عین حال، برخورد با قلدری نباید فقط به تنبیه دانشآموز خاطی محدود شود. آموزش درباره علت نامناسب بودن این رفتار، مسئولیتپذیری و ایجاد فضای سالم در کلاس نیز بخش مهمی از این فرایند است.
خانواده و مدرسه باید در یک مسیر باشند
بازگشت یک کودک رهیدۀ سوختگی به مدرسه میتواند برای خود کودک و خانوادهاش همراه با نگرانیهایی باشد. خانواده ممکن است درباره واکنش همکلاسیها، وضعیت جسمی کودک، فعالیتهای مدرسه یا نحوه برخورد معلمان نگرانی داشته باشد
از طرف دیگر، معلم نیز ممکن است اطلاعات کافی درباره شرایط کودک نداشته باشد و نداند در موقعیتهای مختلف چه حمایتی مناسب است.
به همین دلیل، ارتباط میان خانواده و مدرسه اهمیت زیادی دارد. یک مرور پژوهشی درباره بازگشت کودکان رهیدۀ سوختگی به مدرسه تأکید کرده است که برنامه بازگشت به مدرسه باید نیازهای کودک، والدین و معلمان را در نظر بگیرد و میان این گروهها هماهنگی وجود داشته باشد.
این ارتباط البته نباید به معنای افشای اطلاعات شخصی کودک برای همه باشد. خانواده و مدرسه باید درباره اطلاعاتی که واقعاً برای حمایت از دانشآموز لازم است، با حفظ حریم خصوصی او گفتوگو کنند.
کودک را فقط به اسکارش محدود نکنیم
یکی از مهمترین اصول پذیرش اجتماعی کودکان این است که کودک را پیش از هر چیز یک کودک ببینیم.
او ممکن است دانشآموزی علاقهمند به نقاشی باشد، در فوتبال مدرسه شرکت کند، ریاضی را دوست داشته باشد، در کار گروهی فعال باشد یا از زنگ تفریح با دوستانش لذت ببرد. اسکار فقط یکی از ویژگیهای ظاهری اوست و نباید تمام تصویر کودک را در ذهن دیگران شکل دهد.
این نگاه حتی در زبان مورد استفاده بزرگسالان هم اهمیت دارد. بهتر است به جای اینکه کودک را با عباراتی که تمام هویت او را به آسیب گره میزنند معرفی کنیم، درباره او به عنوان یک دانشآموز صحبت کنیم که تجربه یک آسیب را پشت سر گذاشته است.
رهیدگان سوختگی فقط «افرادی که سوختهاند» نیستند. آنها انسانهایی با زندگی، روابط، استعدادها و آیندهای مستقل از حادثه هستند. مدرسه میتواند یکی از نخستین محیطهایی باشد که این نگاه را در عمل به کودک نشان میدهد.
مشارکت در مدرسه
یکی از راههای تقویت پذیرش اجتماعی، فراهم کردن فرصت مشارکت واقعی برای همه دانشآموزان است.
فعالیتهای گروهی، ورزش، پروژههای کلاسی، برنامههای فرهنگی و هنری و مسئولیتهای مختلف مدرسه میتوانند زمینهای ایجاد کنند تا دانشآموزان یکدیگر را بر اساس علاقه و توانایی بشناسند، نه صرفاً بر اساس ظاهر.
وقتی دانشآموزان در یک فعالیت مشترک کنار هم قرار میگیرند، فرصت شناختن ویژگیهای دیگری پیدا میکنند که در نگاه اول قابل مشاهده نیست. این ارتباط میتواند بسیاری از پیشداوریها را کاهش دهد.
البته مشارکت نباید اجباری باشد. اگر دانشآموزی به دلیل شرایط جسمی یا روانی خود به حمایت یا سازگاری خاصی نیاز دارد، مدرسه باید آن را در نظر بگیرد. هدف این است که اسکار به مانعی برای حضور اجتماعی کودک تبدیل نشود.
پذیرش تفاوتها توسط اولیا و دانش آموزان مدرسه
پذیرش به معنای ندیدن تفاوتها نیست. اسکار وجود دارد و ممکن است توجه دیگران را جلب کند. تلاش برای اینکه وانمود کنیم هیچ تفاوتی وجود ندارد، لزوماً به پذیرش منجر نمیشود.
پذیرش واقعی زمانی شکل میگیرد که تفاوت دیده شود، اما بهانهای برای قضاوت و طرد نباشد.
دانشآموزان میتوانند یاد بگیرند که آدمها ممکن است چهرهها، بدنها و تجربههای متفاوتی داشته باشند و این تفاوتها بخشی از واقعیت جامعه است. در چنین محیطی، کودک دارای اسکار نیز مجبور نیست برای پذیرفته شدن، ظاهر خود را پنهان کند یا دائماً درباره آن توضیح بدهد.
این نگاه میتواند از مدرسه به جامعه منتقل شود. دانشآموزی که در کودکی یاد میگیرد تفاوت ظاهری را با ناتوانی، کمارزشی یا عجیب بودن یکی نداند، در آینده نیز احتمال بیشتری دارد که در روابط اجتماعی خود با تفاوتهای انسانی محترمانهتر برخورد کند.
سخن آخر
پذیرش اجتماعی کودکان دارای اسکار از جایی آغاز میشود که مدرسه، تفاوت ظاهری را مانعی برای تعلق داشتن به جمع نداند. برای دانشآموزانی که با اسکار پوستی در کودکان یا آثار ناشی از سوختگی زندگی میکنند، واکنش همکلاسیها، معلمان و دیگر اعضای مدرسه میتواند نقش مهمی در تجربه آنها از حضور اجتماعی داشته باشد. پژوهشها نشان دادهاند که برخی کودکان رهیدۀ سوختگی در مدرسه با نگاه خیره، رفتار نامناسب و قلدری مواجه میشوند و در عین حال ممکن است همیشه این تجربهها را با بزرگسالان در میان نگذارند.
ایجاد اسکار پوستی در مدرسه به عنوان یک موضوع آموزشی و اجتماعی، به معنای تمرکز دائمی بر ظاهر کودک نیست؛ برعکس، هدف این است که ظاهر به موضوعی تعیینکننده در روابط دانشآموزان تبدیل نشود. معلم باید بتواند فضای کلاس را مدیریت کند، خانواده و مدرسه باید ارتباط مناسبی داشته باشند، دانشآموزان باید درباره احترام به تفاوتها آموزش ببینند و هر نوع قلدری یا تمسخر نیز جدی گرفته شود.
مدرسه امن برای دانشآموز دارای اسکار، مدرسهای نیست که کودک را از دیگران جدا کند یا با ترحم بیشتری با او رفتار کند. مدرسه امن جایی است که کودک بتواند در آن دانشآموز باشد، دوست پیدا کند، یاد بگیرد، بازی کند، مشارکت کند و آینده خودش را بسازد؛ بدون اینکه اسکارش پیش از خودش دیده شود.
پذیرش اجتماعی کودکان در نهایت از یک اصل ساده پیروی میکند: تفاوت ظاهری را ببینیم، اما انسان را به آن محدود نکنیم. وقتی مدرسه چنین نگاهی را در رفتار روزمره خود جاری کند، برای رهیدگان سوختگی و همه کودکانی که با تفاوتهای ظاهری زندگی میکنند، محیطی فراهم میشود که در آن تعلق داشتن، یک امتیاز نیست؛ بخشی طبیعی از حق آنها برای حضور در جامعه است.
نویسنده: میلاد حجتی
تاریخ انتشار: مهر ۱۴, ۱۴۰۵
ساعت: ۱۱:۱۸